وبلاگ هواداران نیوشا ضیغمی دختر آفتاب
حکایت کلاکت و دزد فقیر و بارانی زرشکی نیوشا صدر: فیلم سینمایی «دختر شاه پریون» به کارگردانی کامران قدکچیان روایتی تکراری از قصهای آشنا برای جذب مخاطب است. اغلب داستانهای مطرح و تکراری فیلمفارسی، ورژنهای سادهانگارانه داستانهای پریاناند با نگاهی سرسری و از سر کج سلیقگی به آن قصهها، از این لحاظ شاید نام «دختر شاه پریون» نام چندان نامناسبی هم برای این فیلم نباشد؛ حکایت مرد پولدار و دختر فقیر (یا بالعکس) و انتقال حس واهی امید به رهایی معجزه آسا و برشمردن ارزشهای انسانی در پوکترین سطح، گویی همچنان جزء محبوبترین داستانهای تخدیر کننده سینمای ما محسوب میشود. .................................... واکنش نیوشا ضیغمی به انتقادات داوود رشیدی ... نیوشا ضیغمی از بازیگران سینما که در سفر اخیر حج حضور داشت، در گفت وگویی با روزنامه تماشا به انتقادات داوود رشیدی پاسخ داده است. بقیه در ادامه مطلب ... حتما نظرتون رو درباره روشــــــا ضیغمی بنویسید ... پنجمین جلسه اکران و نقد فیلم کانون فیلم فردوس، فیلم «پرستو های عاشق» به کارگردانی فریال بهزاد را نقد و بررسی میکند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی مدیریت فرهنگی هنری منطقه 5 ، نقد و بررسی فیلم سینمایی «پرستوهای عاشق» به کارگردانی فریال بهزاد روز سهشنبه 24 خرداد ساعت 18 با حضور کارگردان و عوامل و بازیگران این فیلم برگزار میشود. این فیلم نوشته هومان فاضل و فریال بهزاد، با تهیه کنندگی غلامرضا آزادی تولید شده است. ............................................................. «دختر شاه پریون» با 56 سینما روانه اکران میشود. اکران عمومی فیلم سینمایی «دختر شاه پریون» ساخته جدید کامران قدکچیان با 56 سالن نمایش در تهران و شهرستانها آغاز میشود. نمایش عمومی فیلم سینمایی «دختر شاهپریون» (کامران قدکچیان) از روز چهارشنبه این هفته (25 خرداد) به جای فیلم سینمایی «شرط اول» در گروه سینمایی عصرجدید آغاز خواهد شد. "دختر شاه پریون" فیلم تازه کامران قدکچیان، کارگردان باسابقه سینمای ایران قصهای اجتماعی دارد و نیوشا ضیغمی نقش روبروی جوان را در این فیلم بازی میکند، نکته جالب حضور سعید چنگیزیان بازیگر تحسین شده تئاتر در این فیلم است که اصولا برای جذب مخاطب ساخته شده و قرار است شکست پروژههای اخیر پویافیلم در گیشه را جبران کند. ......................................... کارگردان فیلم سینمایی "دختر شاه پریون" با رضایت از زمان نمایش فیلمش عنوان کرد گیشه هر فیلم تعیینکننده استقبال مخاطب از آن است.
کامران قدکچیان کارگردان فیلم سینمایی "دختر شاه پریون" درباره شرایط اکران این فیلم به خبرنگار مهر گفت: به عقیده من فیلم در شرایط خوبی اکران شده است و با توجه به تعداد سالنهای سینمایی که در تهران و شهرستانها داریم تقریبا شرایط ایدهآل است. باور کنید دنیای دیگری است آنجا وقتی قدم بر خاکش میگذارید ../ نیوشا ضیغمی : من در عمره باور کردم هیچ کس ام ... سفر جمعی از هنرمندان به سرزمین وحی و خانه خدا در این روزها اینقدر سروصدا و حاشیه ایجاد کرده که آدم را به فکر فرو میبرد که مگر اینها چه گناهی کردهاند که به این سفر رفتهاند؟ مگر در این سفر چه اتفاقی افتاده که ما از آن بیخبریم و این همه برایش مورد هجمه قرار میگیریم؟! انسان عجب موجود عجیبی است. خود را بر همه چیز واقف میداند و فکر میکند دانای کل است و یکدفعه پای میز قضاوت مینشیند. نیوشا ضیغمی، بازیگر سینما پس از بازگشت از سفر معنوی حج، تجربیات و احساساتش را در قالب یادداشت به رشته تحریر در آورده است. لذت تجربه هیچ کس بودن ... سفر جمعی از هنرمندان به سرزمین وحی و خانه خدا در این روزها اینقدر سروصدا و حاشیه ایجاد کرده که آدم را به فکر فرو میبرد که مگر اینها چه گناهی کردهاند که به این سفر رفتهاند؟ مگر در این سفر چه اتفاقی افتاده که ما از آن بیخبریم و این همه برایش مورد هجمه قرار میگیریم؟! انسان عجب موجود عجیبی است. خود را بر همه چیز واقف میداند و فکر میکند دانای کل است و یکدفعه پای میز قضاوت مینشیند. ..............................................................
"پرستوهای عاشق" آماده پروازند ... غلامرضا آزادی گفت: منتظر زمان مناسب برای اکران فیلم "پرستوهای عاشق" هستیم. آزادی در رابطه با اکران فیلم سینمایی "پرستوهای عاشق" به خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران گفت: این فیلم برای جوانان ساخته شده و مخاطبین خاص خود را دارد به همین خاطر دست نگه داشتیم تا زمانی برسد که مردم روحیه خوبی داشته باشند و فصل امتحانات به اتمام برسد. کافه «شارو» در بیوتی کلاب «آدونیس» افتتاح شد. یه جای دنج با منظره عالی برای اونایی که واقعا اهل کافهنشینی هستن. مطمئن باشین اگه یه بار امتحانش کنین ، مشتری ثابتش میشین. آدرس : زعفرانیه ابتدای آصف - خیابان علی حسینی - خیابان کوهسار - پلاک 9 09397937518 .............................. حضور نیوشا ضیغمی و خواهر و همسرش در کنسرت حامی ... کنسرت حامی سی اردیبهشت ماه با حضور جمعی از هنرمندان سینما و تلویزیون و جمع کثیر از مردم در سالن اریکه ایرانیان برگزار شد ..... ساعت 9:30 صبح است. از میدان آرژانتین تا بیمارستان الوند از چهره های غمگین می شد فهمید که روز خوبی در پیش نیست. حتی راننده های تاکسی خیابان الوند هم شور همیشگی را ندارند و انگار نمی خواهند امروز کاسبی کنند و ترجیح می دهند مقابل درب بیمارستان بایستند. ... دومین نفر سمت راست ... ..................................... اکران پرتقال خونی بعد از ماه رمضان فیلم سینمایی "پرتقال خونی" به کارگردانی سیروس الوند بعد از ماه رمضان در شهریور ماه به اکران در میآید. ........................ پخش گفت و گو با نیوشا ضیغمی در برنامه رادیویی .. تا مرز فردا .. برنامه تا .. مرز فردا .. برنامه ای است اجتماعی به تهیه کنندگی شیرین میرسلطانی و اجرای سمانه مبلّغ حسینی با حضور چهره ها و شخصیت های کشور که از گروه جوان و جامعه شبکه رادیویی جوان هر جمعه در حال پخش می باشد . طبق خبر های رسیده گفت و گو با نیوشا ضیغمی در برنامه روز 23 اردیبهشت پخش خواهد شد. برنامه تا .. مرز فردا .. جمعه ها ساعت 23 از شبکه رادیویی جوان فرکانس .. : 88 دوستان عزیز برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ برنامه .. تا مرز فردا .. سر بزنید.

بعید میدانم هیچ داستان دیگری تا این اندازه در سینمای ما تکرار شده باشد و هنوز هم مردمی باشند که برای شنیدن ودیدنش آن هم به همان سبک و سیاق قدیم، پول بپردازند. با وجود تمام اینها، «دختر شاه پریون» ساخته شده است و از همان آغاز، تیتراژ آن نمایانگر اوضاع و احوال فیلم است، تیتراژی که به سادگی مانند صدها فیلم دیگر میتوانست با ظهور حروف سفید روی صفحه سیاه ساخته شود و دست کم همان اول کار به سراغ اعصاب تماشاگر نرود اکنون احتمالا برای قشنگ شدن (!) یک کلاکت گوشه سمت چپ خود دارد، تصویر این کلاکت همینطور ثابت باقی میماند تا تیتراژ به انتها برسد و سپس در یک حرکت آوانگارد جلو میآید و متوجه میشویم که گروهی مشغول فیلمبرداری هستند.
در تیتراژ انتهایی نیز به دلیل جذابیت کلاکت دوباره آن را همان گوشه میگذارند تا احتمالا وحدت موضوع؟ در تیتراژ حفظ شود. ماجرا مربوط به مرد ثروتمندی است که عاشق دختر فقیر و دزدی میشود، این دختر فقیر و دزد در یک خانه قدیمی در محلهای پایین شهر زندگی میکند و با کلاه و مژههای اکستنشن شده و بارانی زرشکی چرم (یا رنگی در همین حدود)، در امنیت کامل در آن محله فقیر نشین روزگار میگذراند.
بازیگران متوسط و ضعیف زیادی هستند که گویی یک بغچه ری اکشنهای ثابت و مشخص در بغل دارند و وقتی به آنها بگویی خوشحال باشند، فارغ از موقعیت وشرایط و فضای کار و حس و حال داستان، ری اکشن خوشحالی را از بغچه در میآورند و وقتی بگویی باید اینجا متعجب شوی یا خسته باشی هم حسهای تقلبی از پیش آمادهای را بروز میدهند و به نحوی صحنه سر و سامان پیدا میکند، اما همه احساسات از این دست نیستند، بیرون آوردن احساساتی که ذات عمیقتری دارند از درون بغچه به هیچ چیز که نیاز نداشته باشد به مسئولیت پذیری بازیگر و تجربه او بستگی دارد.
تجربهای که به معنی تعداد فیلمهایش نیست بلکه به معنی آموختن ناخوداگاه در طول زمان است و بازیگرانی که به سرعت ستاره میشوند اگر آگاهانه روی آموختن تمرکز نکنند، چون از طرف تماشاگران عام چندان قضاوت نمیشوند و کارگردان هم به همان سبک و سیاق آنها را میپذیرد، نیازی به آموختن حس نمیکنند. و همین است که پاسخ افسانه به نگاههای عاشقانه ارژنگ، یا لبخند است یا زل زدن یا تعجب یا...
او قادر نیست در نگاهش دوست بدارد. قادر نیست با نگاه صمیمیت را القا کند، او گارد دارد، ضیغمی گارد ناگزیری که درزندگی روزمره و در کوچه و خیابان در چشم زنان ایرانی است را با خود روی پرده میآورد و جدا از آن نگاهش از هر عمقی تهی است، هیچ چیزی پشتش نیست، هیچ ذهنیتی، هیچ رنگی...
در عوض و خوشبختانه رامبد جوان، سال به سال بازیگر بهتری میشود، شبیه هیچ کس نیست و کار خودش را میکند و میشود گفت که حضور جوان است که کمک میکند تا انتهای فیلم بدون جویدن صندلی تاب بیاوری و البته حضور خمسه که تعداد سکانسهایش آنقدرها نیست اما هر چه که هست مانند همیشه دوست داشتنی است و مسئولیتی که بر عهدهاش گذاشته میشود را به بهترین شکل انجام میدهد.
جالب اینجاست که بازی بازیگران فرعی فیلم بسیار قابل قبولتر از برخی از بازیگران اصلی است. فیلم با وجود ضعفهای منطقی غیر قابل شمارش و مشکلات بازیگری و... از فیلمهای کمدی و سایر فیلمفارسیهایی که این اواخر روی پرده آمده سر و شکل بهتری دارد.
مهمترین علت آن هم حضور رامبد جوان است که با گذشت زمان، با وجود حفظ کردن بازیگوشیها و شیطنتهای رفتاری دوران جوانیاش، به نوعی پختگی خود جوش دست یافته است. دیگر شیطنتهایش حس سبک سری و سرخوشی سادهانگارانه را به تماشاگر منتقل نمیکند و در کنار این، نقش را با تمام مشکلات و ضعفهایش جدی میگیرد.
خوشبختانه به نظر میرسد که سازندگان کمدی این اواخر کمتر به سراغ بازیگرانی مانند رضویان و شفیعیجم و صادقی و... میروند و یا دست کم کمتر نقشهای اصلی را به آنها واگذار میکنند و گویی جو عمومی سینما نیز دیگر مانند گذشته حضور این بازیگران، که به نماد فیلمهای سخیف بدل شدهاند را موجب استقبال از فیلم و فروش آن نمیداند.
عوض شدن بازیگران گرچه انقلابی در این فیلمها به وجود نمیآورد اما تا اندازهای بر بالا رفتن سطح فیلم موثر است و اگر هم نباشد موجب میشود که برای مدتی چهرههای متفاوتی با قابلیتهای بیشتری در بازیگری را روی پرده مشاهده میکنیم که تا همین اندازه هم جای شکرش باقی است.
به گزارش پارس توریسم، نیوشا ضیغمی گفته: چه کسی میداند که ماجوانها برای تجربه چنین فضایی فرصت داریم؟ شاید من لحظات دیگری در این دنیا نباشم. مگر برای وارد شدن به خانه خدا افراد تعیین صلاحیت می کنند؟ من برای آقای رشیدی احترام زیادی قائل هستم ولی به نظرم اگر قرار است این سفر تاثیری بر روی کسی بگذارد بهتر است در جوانی این تاثیر گذاشته شود. چرا باید در سن پیری چنین تجربه ای داشته باشیم که دیگر فرصتی برای تغییر ندایم ؟ در ضمن این سهمیه متعلق به وزارت ارشاد بوده؛ می توانستیم بپذیریم و می توانستیم نپذیریم، که ما پذیرتیم در حالی که افرا بسیار دیگری بودند که چنین سهمیه ای داشتند ولی به هر دلیلی نتوانستند بروند.
دوستی می گفت آمدن به خانه خدا چیزی نیست که فقط بلیطش را بخری و بروی. چه کسی می تواند بگوید الان موقع رفتن من نبوده ؟ موقع رفتن من بوده چون خدا خواسته. به صراحت می گویم حداقل در همین یک جای دنیا موقع رفتن من بوده .






حامد کمیلی ، نیوشا ضیغمی ، آنا نعمتی ، یوسف تیموری ، مرتضی حسینی ، مهدوخت مهدوی فر بازیگران این فیلم هستند.
در پنجمین جلسه اکران و نقد فیلم کانون فیلم فردوس، «محمد رضا لطفی» به عنوان منتقد و مجری و «سیامک شایقی» به عنوان مهمان ویژه این نشست حضور خواهند داشت.
«پرستوهای عاشق» داستان جوانی بلندپرواز بنام منصور است که از کودکی آرزوی پرواز در سرداشته و به دلیل علاقهاش به هواپیما او را به نام کاپیتان میشناسند. او برای رسیدن به آرزویش با چند مشکل مواجهاست.
«فریال بهزاد» این فیلم را که مضمونی اجتماعی دارد تماما در شهر اصفهان فیلمبرداری کرد و از طبیعت این شهر در فصل پاییز به شکل مطلوبی در این فیلم استفاده نمود.
«پرستوهای عاشق» را غلامرضا آزادی در مؤسسه سینمایی «فانوس خیال» تهیه و تولید میکند.
فرهنگسرای فردوس در میدان صادقیه، بلوار فردوس ، بعد از چهارراه مخابرات واقع شده و شماره تلفنهای 44002269 و 70 آماده پاسخگویی به علاقهمندان در این خصوص است.
این فیلم موسسه سینمای پویافیلم، در 22 سینمای تهران (آزادی، عصر جدید، پردیس ملت، پردیس زندگی، اریکه ایرانیان، جوان، ماندانا، پارس، پردیس راگا، گلریز، شاهد، مرکزی، پایتخت، حافظ، کارون، جی، پردیس تماشا، فردوسی، میلاد، آسمان آبی و فرهنگسراهای نور و خانواده) اکران خواهد شد.
همچنین 34 سالن سینما در شهرستانهایی چون اصفهان، رشت، اهواز، شیراز، ارومیه، تبریز، قم، کاشان، خرم آباد، زنجان، آبادان، اراک، قزوین، کرمان، ملایر، سنندج، بیرجند، لنگرود، بندرانزلی، نیشابور، بوشهر، کرمانشاه، بندرعباس، یزد، اردبیل، جهرم، بروجرد، ماهشهر، رجائی شهر کرج، کرج و شهرک اندیشه این فیلم را اکران خواهند کرد.
فیلم سینمایی «دختر شاه پریون» داستان مردی ثروتمندی است که در یک تصادف به جای دزد و جیببر وارد خانه دختر شاه پریون میشود و گرفتاریهایی برایش پیش میآید.
رامبد جوان، نیوشا ضیغمی ، علیرضا خمسه، نازنین کریمی، مهران رجبی، سعید چنگیزیان، مریم سلطانی، فرناز احمدی و شاهعلی سرخانی بازیگران این فیلم سینمایی هستند. 

آیا انسانی هست که بداند در پیشگاه خداوند هرکسی چه مقام و منزلتی دارد؟ آیا انسانی هست که این قدر بیگناه باشد که به صراحت بتواند حکم پاکی یا ناپاکی دیگران را بدهد؟ به راستی ما انسانها عجب مخلوقات غریبی هستیم. اینقدر غریب که خودمان هم خودمان را نمیشناسیم. خدای من نمیدانم چطور داعیه دینداری و مسلمانی داریم و اینقدر راحت درباره همدیگر قضاوت میکنیم؟! اینقدر راحت بر روی دیگران برچسب میزنیم و حتی پا را فراتر میگذاریم و درباره اعتقادات آدمها هم نظر میدهیم! مگر ما میتوانیم چنین کاری بکنیم؟ کاری که خداوند همهمان را بارها و بارها از آن برحذر داشته. اینکه بخواهیم ندانسته و تنها از روی مشاهدات درباره دیگران نظر بدهیم!
بعد از این اتفاقات من هم مثل شما هزار بار از خودم پرسیدم که خداوندا من کی هستم؟ به درگاهت چه کردهام که این قدر لطفت شامل حال من شده؟ چه کردهام که در این روزگار، در این سن و سال و در این شرایط مهمان خانه تو باشم؟ چرا دیگری امروز به جای من نیست و...
در خانه خدا اما دوستی گفت خودش شما را طلبیده! بسیارند کسانی که هم متمولتر از ما و هم پرقدرتتر از ما هستند و هزار بار هم خواستهاند به این سفر بیایند اما او نخواسته و نشده! با خودم فکر میکنم. من هم که حداقل تمکن دادن هزینههای چنین سفری را سالها داشتهام اما چرا تا امروز این اتفاق برایم نیفتاده در حالیکه همیشه مشتاقش بودهام؟ پاسخش همان حرف آن دوست داناست. تو نخواسته بودی. که به اعتبار رای و نظر توست که هر چیزی در این جهان امکان اتفاق پیدا می کند و این سفر مضاف باقی ماجراهاست که تنها نظر و انتخاب تو در آن دخیل میشود.
باور کنید دنیای دیگری است آنجا وقتی قدم بر خاکش میگذارید. احساس و حال عجیبی است. باور دارم در هیچ کجای جهان نمیتوان چنین احساسی را تجربه و حتی تصور کرد. آرزو دارم که نصیبتان شود تا خودتان با پوست و گوشت آن را درک کنید. زیباست تجربه کردن هیچ کس بودن. ناتوان بودن. احساس کوچکی و خردی کردن و... تنهابودن. تنها بودن با خداوند. تنها تویی و خداوند. در هر مقام و موقعیت و شرایط و از هر کجای دنیا که باشی همه یک رنگ هستند و یک حال. هیچ کس بالاتر از دیگری نیست. شاید تداعی ذرهای از قیامت باشد این حال. این حرکت بر دور خانهای که نمادی است از روز محشری که خداوند برایمان برنامهریزی کرده. دور این خانه که طواف می کنی تنها تویی در درگاه حق تعالی. تو هستی و کارنامهای از اعمال و دیگر نمیشود دروغ گفت. به که میخواهی دروغ بگویی اصلا.
شهامت و لیاقت میخواهد بر تن کردن لباس احرام. لباس که نیست نشانهای است برای درک آن همه بخشندگی و بزرگواری پروردگار. وقتی که تنها برای چند ساعت از انجام چند عمل هرچند ساده منع میشوی و خیلی وقتها از پس آن هم بر نمیآیی درنهایت میبینی که باز اوست که راه بخششاش باز است. اینجاست که مقهور بزرگواریاش میشوی و دوست نداری این لحظات زیبا به سر برسد. و سختتر از آن حفظ حرمت این لباس است برای همیشه و...
سفر غریبی بود این سفر. نمیدانم آیا باز هم لیاقت تجربه کردنش را دارم یا نه؟ اما بسیار آموختم از جایی که شبیه هیچ جای دنیا نبود و نیست. بسیار آموختم. بخشش، محبت، گذشت، قضاوت نکردن و هیچ کس بودن را!
آرزو دارم که بپذیرید صداقت کلامم را که هیچ بازی و فیلمی در آن وجود ندارد و تنها بخشی از حسی است که بعد از این سفر و در ایام آن داشته و دارم. آرزو دارم که مایی که از گِل و سرشت هم هستیم بترسیم از پروردگارمان! آرزو دارم باور کنیم معنی هیچ کس بودن را در هر مقام، موقعیت، منزلت و تفکری.
من که باور کردم هیچ کسام و باور کردم که تا او نخواهد برگی از درخت نمیافتد و باور کردم که تنها باید تلاش کنم که قبل از هر چیز انسان باشم. شما را دوست دارم و آرزو میکنم نصیبتان شود زیارت خانه او. او که بزرگ و بخشنده و مهربان است.

در فیلم سینمایی پرستوهای عاشق حامد کمیلی،نیوشا ضیغمی،آناهیتا نعمتی و یوسف تیموری به ایفای نقش پرداخته اند.
از دیگر عوامل این فیلم سینمایی:مدیرفیلمبرداری: غلامرضا آزادی، صدابردار: حمیدرضا اسلامینژاد، دستیار اول وبرنامهریز: سپهر میکائیلیان، منشی صحنه: زهره جعفری، دستیاران فیلمبردار: کامیار شیثی، علی کرمی، ایرج کرمی، مجید مهربان، عکاس: حبیب مجیدی، طراح لباس: هایده مرندی، مدیر صحنه: منیر بازرگان، طراح گریم: محمدرضا قومی، دستیاران صحنه: هایده مرندی، یوسف پناهی.
غلامرضا آزادی همچنین درباره جدیدترین فعالیت خود گفت: فیلمنامه "حریر" از پتانسیل بالایی برخوردار است و نیاز به بازیگرانی دارد که بتوانند به خوبی از عهده ایفای نقش های آن برآیند.
تهیه کننده "حریر" به خبرنگار خبرگزاری سینمای ایران گفت: فریال بهزاد در حال حاضر روی سناریو کار می کند و قرار است اوایل شهریور به بررسی و انتخاب بازیگر بپردازیم.
لازم به ذکر است داستان "حریر" درباره دختر جوانی است که با مشکل چاقی مواجه است و فیلم درونگرا است و وارد زندگی خصوصی این فرد می شود و تاثیرات افراد مختلف و اطرافیان را در زندگی او به تصویر خواهد کشید. داستان چهار شخصیت اصلی دارد که یکی از آن دختری است که با معضل چاقی مواجه است و تعدادی شخصیت فرعی که در زندگی او نقش دارند.




کسی نمی خواهد بپذیرد که پزشکان از اسطوره فوتبال ایران قطع امید کرده اند و باید تا دقایقی دیگر خبر درگذشت او اعلام شود.
ساعت 10 دقیقه به 11 است. همسر ناصر حجازی که این روزها اندوه و غم را می توان از چشمانش خواند به ناگاه می دود. استرس و نگرانی به اوج می رسد و هواداران حجازی چشم به همسر او دارند که چه اتفاقی افتاده است. به ناگاه اصغر حاجیلو از طبقه ای که حجازی در آن بستری است، به میان جمیعت می آید. سوال ها از یار قدیمی ناصرخان مشترک است.
حاجیلو که دیگر شانه هایش تاب تحمل این غم را ندارد با لحن همیشگی خود می گوید " عزیزان من ناصر خان، خوبه خوب شد. " همین جمله کافی بود تا مقابل بیمارستان کسری بلوایی برپا شود. هیچ کس باور نمی کند. یکی می گوید " ناصرخان این قرار ما نبود " یکی دیگر می گوید " نه باور نداریم " و به یکباره جمعیت 500 نفره شعار دادند " می خواهیم فوتبال نباشه اگه ناصر نباشه. "
هنوز 10 دقیقه از اعلام این خبر نگذشته که خیابان الوند با ترافیک سنگینی روبرو و بسته شد. دیگر جایی برای سوزن انداختن نیست. کسی نیست که با شنیدن این خبر تلخ گریه نکند.
اهالی فوتبال یکی یکی پیدا می شوند. یکی از چهره ها حشمت مهاجرانی است. اشک های سرمربی اسبق تیم ملی همه را تحت تاثیر قرار می دهد. احمدرضا عابدزاده هم سرش پایین است و یاد روزهایی می افتد که در همین بیمارستان کسری هوادارانش برای شفای او دست به دعا برداشتند. چشم هایش خیس شده و زیر لب می گوید " خدایا چه شد؟ "
آتیلا حجازی فرزند ارشد ناصر پایین آمد. نای صحبت نداشت. سرش پایین بود و می گفت: "پدرم رفت. " سعید رمضانی داماد حجازی نیز به همین ترتیب اما بیش از همه چهره همسر حجازی جلب توجه می کند. او تاب تحمل اشک های آتیلا را ندارد. او هم گریه می کند و اندوهش را با چشمانی اشک بار نشان می دهد.
پرسنل بیمارستان کسری بهت زده بودند. آنها در این چند روز صحنه هایی دیدند که کمتر تجربه کرده اند. آنها متعجبند، متعجب از این همه محبوبیت. یکی از آنها می گوید " فوتبال این همه محبوبیت می آورد؟ " هوادار حجازی پاسخ او را داد: " مردانگی محبوبیت میآورد. ناصر خان مرد بود " و اشک از چشمان پرستار بیمارستان سرازیر می شود.
اینجا غوغایی بر پا است. پرچم استقلال مقابل درب بیمارستان باز شد. مرد و زن و پیر و جوان برای ناصر حجازی اشک می ریزند.
هیچکس باور نمی کند. این جمله ای است که از دل همه بیرون می آید. اسطوره دیگر در کنار ما نیست.
در میان هوادارانی که به محوطه بیمارستان کسری خود را رسانده اند، یک نفر که خوزستانی است بیش از سایرین جلب توجه می کند. او فریاد می زند " ناصرخان بلند شو، این همه راه با اتوبوس آمده ام تا تو را ببینم. به من نگویید که او رفت. چون خسته راه هستم " اما او متقاعد نمی شود.سپس چهار زانو روی زمین می نشیند. سرش پایین است و انگار دنیا بر سر او خراب شده است. مردی که تازه از سفر آمده دیگر تاب بلند شدن ندارد چون دیگر حجازی را نمی بیند.
کسی نیست که مقابل بیمارستان کسری اشک نریزد. اینجا شلوغ است.
... یک ساعت گذشت. مقابل منزل حجازی هستیم. بوستان ارکیده حتی از شلوغ ترین روزهای تابستان هم پر جمعیت تر است. مقابل خانه حجازی تبدیل به پارک عزاداران شده، پارکی که حجازی در آن قدم می زد تا با این بیماری مبارزه کند. همسایه ها باور نمی کنند. آنها دیگر مرد پر افتخار فوتبالشان را نمی بینند.
هوادار خوزستانی هم سر رسید " ناصر خان آمدم تا شاید من را ببینی اما نشد " و همچنان گریه می کند.
خیابان پاسداران و تمامی خیابان های میدان شهید هروی مملو از جمعیت است.
عکس بزرگی که مقابل بیمارستان بود به منزلش منتقل شد. حجازی رفت و بیمارستان کسری غرق در سکوت شد.
فریادهای " حجازی کاپلو " تمامی ندارد.
خبر می رسد که مراسم خاکسپاری روز چهارشنبه است.
همه جا بوی غم گرفته است... عقاب پرید...


براساس این گزارش فیلم سینمایی "پرتقال خونی" به کارگردانی سیروس الوند و تهیه کنندگی محمد نشاط که در بخش نوعی نگاه بیست و نهمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر به روی پرده رفت، بدون تغییر اکران عمومی میشود.همچنین این فیلم در بخش مسابقه مناطق آزاد اولین دوره جشنواره فیلم کیش نیز به نمایش در آمد.
فیلم سینمایی "پرتقال خونی" روایت داستان مهندس میانسالی به نام والا است که در آستانه جدایی از همسرش است. در این بین دختر جوانی به نام ترمه برای طراحی دکور دفتر کارش میآید و رفته رفته این آشنایی به شکلگیری رابطهای عاطفی میانجامد. والا که زخم خورده از زندگی مشترک است با احتیاط و کمی بدبینانه در این رابطه پیش میرود تا اینکه شخصی به نام سیاوش قدم در زندگی ترمه میگذارد و...
فریبرز عربنیا، نیوشا ضیغمی، حامد بهداد، زیبا بروفه، آهو خردمند و ویشکا آسایش در تازهترین فیلم سیروس الوند ایفای نقش کردهاند.
عوامل این فیلم عبارتند از کارگردان: سیروس الوند، تهیهکننده: محمد نشاط، فیلمنامه: پیمان عباسی، سرمایهگذاران: آرش پولادخان و نیوشا ضیغمی، فیلمبردار: محمود کلاری، صدابردار: حسن زاهدی، صداگذار: علی رضا علویان، موسیقی: فردین خلعتبری، گریم: ایمان امیدواری، طراح صحنه و لباس: نازی پرتوزاده، تدوین: بهروز داوری زیر نظر سیروس الوند، عکس: علی نیکرفتار، روابط عمومی: سهیل سلیمانی.
| :قالبساز: :بهاربیست: |

